تبليغاتX
من و تو و یه برگ از تنهایی - هیاهوی آینه ها


من و تو و یه برگ از تنهایی

من موندم و ...

وای ! شکست ...

اشک ... ریخت ؛

آینه ها می خندند

به هجوم گنگ تنهایی ،

می گریم ... برای تکه های شکسته

تصویرم ، پژواک عدم ،

طرحی غمگین و ترک خورده ،

پوزخندی به کشیدگی جدایی ،

خرده هایی به وسعت تو ،

که بی صداتر از اشک ها فریاد می کنی ...

خاموش می گریم ، آینه ها غوغا می کنند

وای ! باز شکست ...

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:25 توسط مونا | |


Design By : Night Skin