|
دلم برایت تنگ شده ، به اندازه ی تمام قفس های قفل که هر روز خاطرات آخرین مرغ عشق را مرور می کنند ، و به اندازه ی تمام استکان های یخ کرده ی چای که نه مثل قهوه تلخ اند و نه مثل من سرد ، و به اندازه ی تمام تخت های خالی که حتی به قدِ من هم جا ندارند . دلم برایت تنگ شده ، نه به آن اندازه که قفس ها را دور بیاندازم و با استکانی چای تلخ ـ در حسرت یک خواب ـ به تخت خیره شوم و در سکوت اشک هایم را به نخ بکشم ... " دلتنگی ها کم نیست " نه ، مدت هاست دلم را به دوره گردی نابینا فروخته ام ... + نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 4:21 توسط مونا |
|
| ||||||