من و تو و یه برگ از تنهایی
من موندم و ...
. عاشقش بود اما اون نمی دونست.... . دیگه نتونست ببیندش اما تا ابد اولین و آخرین نگاه دخترک روی تک تک اجزائش حک شد ....جزیره آتیش گرفت ....
دخترک کنار ساحل نشسته بود ...
ادامه مطلب نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت
23:40 توسط مونا | |
| Design By : Night Skin |

